اين روزا درگير بزرگ كردن پسر شيطونمون آرتين هستيم داره بزرگ ميشه اذيتاش بزرگتر.ولي بايد خدارو هزار بار شكر كنم اول خدا عشقمو بهم رسوند بعد يه فرشته كوچولو داد زندگيمونو قشنگتر كرده .
همسر عزيزم خيلي خيلي دوست دارم 😘😘😘❤️❤️❤️💋💋💋
Hamsare Azizam Doset Daram Mamnon Az In Hame Khobi Ta Akharin Nafas Bahatm
ش
Hamsare Azizam Kheili Doset Daram Tavalodat Mobarak![]()
![]()
![]()
![]()
Tavalodat Mobrak Hamsare Azizam,Janam,Nazaninam,
Hamsare Azizam Doset Daram Tavalodat Mobarak
نذر
Nazr Kardam Harche Daram Mal To
Cheshmhaye Khaste Por Az Entezar Mal To
Yek Del Divane Daram Ba Hezaran Arezo Mal To
Hamsare Azizam Doset Daram![]()
![]()
![]()

بی قراری
Migozarad Rozi In Dor Bodan In Hame Fasele![[تصویر: 0a4f95d69245a6226901525a13148d07.gif]](http://s2.rimg.info/0a4f95d69245a6226901525a13148d07.gif)
Migozarad Rozi In Shabhaye Deltangi![[تصویر: 0a4f95d69245a6226901525a13148d07.gif]](http://s2.rimg.info/0a4f95d69245a6226901525a13148d07.gif)
Migozarad Rozi In Hame Entezar Bigharari Deltangi![[تصویر: 0a4f95d69245a6226901525a13148d07.gif]](http://s2.rimg.info/0a4f95d69245a6226901525a13148d07.gif)
Migozarad In Rozha,Maha,Salha Hamsare Azizam![[تصویر: 0a4f95d69245a6226901525a13148d07.gif]](http://s2.rimg.info/0a4f95d69245a6226901525a13148d07.gif)
Man Yeroz Be Omram Mande Bashe Hame Khobihato Jobran Mikonam Hamsare Azizam
![[تصویر: 0a4f95d69245a6226901525a13148d07.gif]](http://s2.rimg.info/0a4f95d69245a6226901525a13148d07.gif)
دنیای من
Arezoye Shabo Rozamra Mikhastam Ke Be An Residam
Donyara Mikhastam Ke Be An Residam
Az Khodaye Mehraban Dige Hich Chiz Namikhaham
Hamsare Azizam To Royaye Man Donyaye Man Bodi
Doset Daram Kheili Ziyad Hamsare Azizam
![]()
![]()
![]()

بی نهایت
Hamsare Azizam Vojod Nazanin To Bahane Zende Mandan Man Ast
To Hamsare Azizam Zibatarin Sher Asheghane Ghalbe Man Hasti
Binahayat Bi Andaze Asheghane Doset Daram Hmsare Azizam

Doset Daram Fereshte Ghalbe Man Hamsare Azizam
![]()
![]()
![]()

در دل
Dastanatra Dar Barabaram Mosht Mikoni
Va Az Man Miporsi Gol Ya Poch
Man Dar Delam Faryad Mizanam Ba Cheshmanam Ba Labhayam
Seda Mizanam Az Kol Donya Be In Bozorgi Ghashangi Faghat
Ghalbe Mhrabanatra Mikhaham Faghat Hamin
Doset Daram
Hamsare Azizam
سحر گاه
Ba To Az Nabtarin Lahze Sokhan Khaham Goft
Dostat Khaham Dasht Midani Manaye In Harf Chist
Lahzei Nist Ke Dar Khateram Nabashi Nist
Deltangamo Joz Didan Roye Zibayat Dar Nazaram Nist
Dar Asemano Zamin Kasi Mesl To Hamsare Azizam Hamsafaram Nist
Ba Eshg Didan Roye Mahat Shabra Be Sahar Miresanam
Bi Lezat Didar To Hamsare Azizam Dar Shabra Saharam Nist


![]()
![]()
Doset Daram Hamsare Azizam Delam Barat Tang Shode
خــــداوند
و خــــداوند میخواند تورا:
کـــافــــی ســــت کـــه یــکــبـــار دیــــگـــر
نــــامـــم را صـــدا بـــزنـــی

برایت

Barayat Mimiram Baraye To Hamsare Azizam Hamechizamra Midaham

Barayat Mimanam Asheghat Mimanam Ta Anja Ke

Hamsare Azizam Akhar Donyast

![]()
![]()
Doset Daram Tak Setare Aseman Ghalbam Hamsare Azizam![]()
![]()
![]()

لحظه ی دیدار نزدیک است

Lahze Didar azdik Ast
Baz Man Ashegho Mastam
Baz Milarzad Ghalbo Dastam

Baz Mesl Inke Dar Jahani Digar Hstam

Doset Daram Hamsare Azizam Mehrabanam Nazaninam

![]()
![]()
![]()


خجالت نکش
خجالت نکش
تو هم زنگ رو بزن
صاحب خونه مهمون نوازه
فقط مال خودمی

Man Ashegh To Hastam Hamsare Azizam
Asheghe Cheshmanike Oghyanosi Az Arameshra Dar Khod Darad
Ashegh Dastanike Khodavand Navazeshra Dar An Mana Kard
Va Asheghe Labkhandike Ziba Bodanra Be Tasvir Mikeshad
Hamsare Azizam 
Doset aram Kheili Ziyad
![]()
![]()
![]()


خوشبختی

To Haman Zemzeme Baharani Baraye Ghalbe Kochakam
To Haman Baran Rahmati Baraye In Dele Khasteam
To Haman Nasim Navazeshi Bar Sahel Vojodam
To Haman Morvarid Paki Dar Sadaf Zndegim
To Haman Nor Eshghi Bar Gol Khoshbakhtim
To Haman Fereshtei Khoda Hasti Baraye Aramesh Vojodam

![]()

Doset Daram Hamsare Azizam![]()
![]()
پناهگاه


Salam Ey Aramesh Ghalbm Panaham Midahi Emshab
Soalamra Ke Mdani Emshab Panaham Midahi Emshab


Miyan Abo Gel Raghsan,Miyan Kharo Gol Khandan Emshab
Dar An Aghosh Norani Panaham Midahi Emshab


Dar In Hangam Rohani Dr In Zolmat Shab
Dar An Asrar Penhani,Erfani,Asemani Panaham Midahi Emshab

Negahat Ashena Ba In Dele Khaste Man Emshab
To Faghat Midani Raze In heshmanamra Emshab
Biya Panaham Bash Emshab Hamsare Azizam Ke Fghat
Khodaye Mehraban Midanad Cheghad Delam Barat Tang Shode
Hamsare Azizam,Eshgham,Nafas Nafasam Doset Daram Bihado Andaze
Ye Tar Moto Ba Donya Avaz Nmikonam Hame Vojodam Hamsare Azizam
![]()
![]()
M+A=![]()
Hame Donyam

M_________________A

زنـدگــی

Tamam Mohrehayam Mate Mehrabaniyatat Shodand Hamsare Azizm
Va Man Ba Asb Sefid Ghalbam Be Soye To Takhtam
Ta Begoyam Shahe Delam Hamsare Azizam
Dostat Daramo____Khaham Dasht__ Hamsare Azizam
![]()
![]()
Bi To Man Hicham Hamsare Azizam

بیندیش
با تمام وجود گناه کردیم
اما نه نعمتهایش را از ما گرفت ،
نه گناهانمان را فاش کرد
بیندیش ....
اگر اطاعتش کنیم چه میکند . . .
(دکتر شریعتی)
آهـنــــــگـر
آهنگری پس از گذراندن جوانی پر شر و شور ٬
تصمیم گرفت وقت و زندگی خود را وقف خدا کند .
سال ها با علاقه کار کرد ٬ به دیگران نیکی کرد ٬ اما با تمام پرهیزگاری ٬
اوضاع زندگی اش درست به نظر نمی آمد ...
حتی مشکلاتش مدام بیشتر می شد
یک روز عصر دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد..
گفت : واقعا عجیب است ٬ درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی
مرد خداپرستی شوی ٬ زندگیت بدتر شد .
نمی خواهم ایمانت را ضعیف کنم ٬ اما با وجود تمام تلاشهایت
در مسیر روحانی ٬ هیچ چیز بهتر نشد .
آهنگر پاسخ داد :
در این کارگاه ٬ فولاد خام برایم میآورند و باید از آن شمشیر بسازم ٬
می دانی چطور این کار را می کنم ؟
اول تکه ای فولاد را به شدت حرارت می دهم تا سرخ شود ٬ بعد با بی رحمی ٬
با سنگین ترین پتک پشت سر هم به آن ضربه می زنم
تا فولاد شکلی را بگیرد که می خواهم .
بعد آن را در تشت آب سرد فرو می کنم ٬ فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما ٬
ناله می کند و رنج می برد ٬ باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا
به شمشیر مورد نظرم دست یابم .
آهنگر مدتی سکوت کرد و ادامه داد :
گاهی فولادی که به دستم میرسد ٬ نمی تواند تاب این عملیات را بیاورد .
حرارت ٬ ضربات پتک و آب سرد ٬ آن را ترک می اندازد می دانم که این فولاد ٬
هرگز تیغه شمشیر مناسبی در نخواهد آمد .
آهنگر مکثی کرد و ادامه داد :
می دانم خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد . ضربات پتکی که
زندگی به من وارد کرده پذیرفته ام ٬
و گاهی به شدت احساس سرما می کنم .
" انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می برد
اما تنها چیزی که می خواهم این است :
خدای من !
از کارت دست نکش ٬ تا شکلی را که تو می خواهی به خود بگیرم .
با هر روشی که می پسندی ٬ ادامه بده ٬ هر مدت که لازم است ٬ ادامه بده ٬ ...
اما هرگز مرا به کوه فولاد های بی فایده پرتاب نکن
خدا تنها
خدا تنها روزنه ی امیدی است که هیچ گاه بسته نمیشود
تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد
تنها کسی است که با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت
تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد
تنها کسی است که محرمت میشودوقتی همه تنهایت گذاشتند
تنها سلطانی است که دلش با بخشدن آرام میگیرد نه با تنبیه کردن
خدا را برایت آرزو میکنم
حافظ
نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم: سلام حافظ گفتا : عليک جانم
گفتم: کجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
گفتم: چگونه اي؟ گفت: در بند بي خيالي
گفتم که تازه تازه شعر و غزل چه داري؟
گفتا که مي سرايم شعر سپيدباري
گفتم: ز دولت عشق، گفتا: کودتا شد
گفتم: رقيب، گفتا: کله پا شد
گفتم: کجاست ليلي؟ مشغول دلربايي؟
گفتا: شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم: بگو، ز خالش، آن خال آتش افروز؟
گفتا: عمل نموده، ديروز يا پريروز
گفتم: بگو ز مويش، گفتا که مش نموده
گفتم: بگو، ز يارش، گفتا ولش نموده
گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟
گفتا: شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم: کجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا: خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم: بگو، ز ساقي حالا شده چه کاره؟
گفتا: شدست منشي در دفتر اداره
گفتم: بگو؛ ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا: که دست خود را بردار از سر دل
گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا: آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم: بگو، ز محمل يا از کجاوه يادي
گفتا: پژو، دوو، بنز يا گلف نوک مدادي
گفتم که قاصدت کو آن باد صبح شرقي
گفتا که جاي خود را داده به فاکس برقي
گفتم: بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا: به جاي هدهد ديش است و ماهواره
گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟
گفتا: به پست داده، آورد يا نياورد؟
گفتم: بگو ز مُشکٍ آهوي دشتِ زنگي
گفتم: سراغ داري ميخانه اي حسابي؟
گفتا: آنچه بود از دَم گشته چلو کبابي
گفتم: بيا دو تايي لب تر کنيم پنهان
گفتا: نمي هراسي از چوب پاسبانان؟
گفتم شراب نابي تو دست و پا نداري؟
گفتا که جاش دارم وافور با نگاري
گفتم: بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم اَز ته زدند آن ها
گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتي؟







موج نگاهت قلب مارا چه بی صدا شکست